شهر زیست‌پذیر؛ از فضای سبز بیشتر تا زندگی سالم‌تر

محور اصلی مصاحبه یک پرسش ساده اما بنیادین است: آیا شهر زیست‌پذیر همان شهری است که پارک‌های بیشتری دارد؟ در این گفت‌وگو، رابطه طراحی شهری با رفتار روزمره مردم، مصرف انرژی و آب، گرمای خیابان‌ها، مدیریت آب باران و پسماند، نگهداشت پروژه‌ها و سنجش نتیجه بررسی می‌شود.

 

انجمن: شهر زیست‌پذیر چه تفاوتی با شهری دارد که صرفاً فضای سبز بیشتری دارد؟

دکتر ریگی: به نظر من، شهر زیست‌پذیر فقط شهری نیست که در آن پارک و درخت بیشتری وجود دارد؛ شهری است که زندگی در آن سالم‌تر، آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر باشد. ممکن است شهری پارک‌های زیادی داشته باشد، اما مردم برای رسیدن به محل کار یا خرید روزانه مجبور باشند از خودرو استفاده کنند یا در تابستان از مسیرهای بدون سایه عبور کنند.

برای سنجش زیست‌پذیری باید به شاخص‌هایی مانند کیفیت هوا، دسترسی پیاده به خدمات، میزان مصرف آب، ایمنی معابر، دسترسی به فضای سبز و آسایش حرارتی توجه کنیم. معیار موفقیت شهر این نیست که چقدر ساخته‌ایم؛ معیار این است که زندگی شهروندان با چه کیفیتی و با چه هزینه‌ای برای محیط‌زیست جریان دارد.

انجمن: آیا بخشی از مشکلات محیط‌زیستی شهرها از نحوه طراحی و گسترش آن‌ها ناشی می‌شود؟

دکتر ریگی: بله، شکل شهر تأثیر مستقیمی بر رفتار روزمره مردم و میزان مصرف منابع دارد. وقتی خانه‌ها از محل کار، مدرسه، فروشگاه و خدمات عمومی فاصله زیادی دارند، استفاده از خودرو به یک ضرورت تبدیل می‌شود. این مسئله مصرف سوخت، آلودگی هوا و اتلاف وقت را افزایش می‌دهد.

یکی از راهکارها توسعه محله‌هایی است که خدمات ضروری در فاصله‌ای مناسب از محل سکونت قرار داشته باشند. همچنین باید به‌جای گسترش بی‌رویه شهر به اطراف، از ظرفیت‌های استفاده‌نشده داخل شهر بهره ببریم؛ البته به شرط آنکه این کار به تخریب فضای سبز و افزایش تراکم نامناسب منجر نشود. در واقع، بخشی از آلودگی را می‌توان پیش از تولید، با تصمیم درست درباره مکان ساخت‌وسازها و نحوه سازمان‌دهی شهر کاهش داد.

انجمن: چگونه می‌توان محله‌ای طراحی کرد که مردم برای کارهای روزمره کمتر از خودرو استفاده کنند؟

دکتر ریگی: نمی‌توان فقط از مردم خواست کمتر رانندگی کنند؛ باید شرایطی فراهم کنیم که استفاده از خودرو همیشه راحت‌ترین گزینه نباشد. اگر پیاده‌روها ناهموار باشند، مسیرها سایه نداشته باشند یا عبور از خیابان خطرناک باشد، طبیعی است که مردم خودرو را انتخاب کنند.

باید پیاده‌روهای پیوسته و ایمن ایجاد کنیم، مسیرهای دوچرخه را به شبکه حمل‌ونقل عمومی متصل کنیم و خدمات روزمره را در دسترس محله قرار دهیم. برای مثال، اگر فرد بتواند خرید روزانه خود را با یک پیاده‌روی کوتاه و ایمن انجام دهد، یک سفر خودرویی غیرضروری حذف می‌شود. این اقدامات باید با بهبود کیفیت حمل‌ونقل عمومی همراه باشد. هدف، محدود کردن زندگی مردم نیست؛ هدف این است که شهر برای انتخاب‌های کم‌آلاینده شرایط مناسب‌تری فراهم کند.

انجمن: چگونه می‌توان با طراحی شهری، گرمای خیابان‌ها را کاهش داد؟

دکتر ریگی: در شهرهای گرم، گاهی پیاده‌روی در یک خیابان آفتاب‌گیر آن‌قدر دشوار است که مردم حتی برای مسافت‌های کوتاه هم از خودرو استفاده می‌کنند. بنابراین مقابله با گرما فقط موضوعی اقلیمی نیست؛ با سلامت مردم، مصرف انرژی و کیفیت فضاهای عمومی نیز ارتباط دارد.

کاشت درختان سازگار با اقلیم، ایجاد سایه در مسیرهای پیاده، استفاده از مصالح مناسب و حفظ امکان نفوذ آب به زمین می‌توانند به کاهش گرمای محیط کمک کنند. در شهرهای گرم و خشک، انتخاب گونه‌های کم‌آب‌بر و طراحی درست آبیاری اهمیت ویژه‌ای دارد. بهتر است ابتدا نقاطی مانند مسیر مدارس، ایستگاه‌های اتوبوس، مراکز درمانی و معابر پرتردد شناسایی شوند و اقدامات از همان‌جا آغاز شود. درخت‌کاری زمانی موفق است که درخت با اقلیم سازگار باشد، امکان رشد داشته باشد و در سال‌های بعد نیز از آن مراقبت شود.

انجمن: آیا افزایش سرانه فضای سبز به‌تنهایی به معنای بهبود محیط‌زیست شهری است؟

دکتر ریگی: خیر. سرانه فضای سبز به‌تنهایی تصویر کاملی از وضعیت محیط‌زیست شهر ارائه نمی‌کند. ممکن است یک منطقه پارک بزرگی داشته باشد، اما بخش دیگری از شهر از کمبود سایه، پوشش گیاهی و فضای عمومی قابل استفاده رنج ببرد. از سوی دیگر، فضای سبز باید با شرایط آب‌وهوایی هر منطقه سازگار باشد. کاشت گونه‌های پرمصرف آب در شهرهای کم‌آب، بدون توجه به منابع آبی پایدار، می‌تواند خود به یک مشکل محیط‌زیستی تبدیل شود.

بنابراین باید علاوه بر مساحت فضای سبز، به توزیع عادلانه آن، میزان سایه، دسترسی مردم، تنوع گیاهی و مصرف آب نیز توجه کنیم. حتی در بعضی محله‌ها، ایجاد چند مسیر سایه‌دار و باغچه محلی ممکن است از ساخت یک فضای سبز بزرگ اما دور از دسترس، برای زندگی روزمره مردم مفیدتر باشد.

انجمن: شهرها چگونه می‌توانند آب باران را به‌جای دفع سریع، در محله مدیریت کنند؟

دکتر ریگی: در بسیاری از شهرها، آب باران را تا حد امکان به شبکه‌های جمع‌آوری و دفع هدایت می‌کنیم؛ در حالی که بخشی از این آب، در صورت طراحی مناسب، می‌تواند در زمین نفوذ کند یا برای مصارف غیرشرب مورد استفاده قرار گیرد. برای این کار می‌توان در محل‌های مناسب از کف‌پوش‌های نفوذپذیر، باغچه‌های باران، مخازن جمع‌آوری آب و فضاهای سبزی که برای دریافت رواناب طراحی شده‌اند استفاده کرد. در مقیاس ساختمان نیز جمع‌آوری آب باران برای آبیاری یا مصارف غیرشرب، با رعایت ضوابط بهداشتی، قابل بررسی است.

البته این روش‌ها در همه نقاط یکسان نیستند؛ شرایط خاک، کیفیت آب، شدت بارندگی و خطر سیلاب باید بررسی شود. در شهرهای کم‌آب نیز جمع‌آوری آب باران مفید است، اما نباید آن را جایگزین مدیریت مصرف و حفاظت از منابع آب دانست.

انجمن: چگونه می‌توان مدیریت پسماند را به بخشی از طراحی محله تبدیل کرد؟

دکتر ریگی: مدیریت پسماند از خانه شروع می‌شود، اما موفقیت آن فقط به رفتار شهروندان وابسته نیست. اگر مردم امکان تفکیک آسان نداشته باشند یا پسماندهای تفکیک‌شده در مراحل بعد دوباره مخلوط شوند، انگیزه مشارکت کاهش پیدا می‌کند.

لازم است در طراحی محله، مکان‌های مناسب و بهداشتی برای جمع‌آوری پسماند خشک و تر پیش‌بینی شود. زمان‌بندی مشخص جمع‌آوری، اطلاع‌رسانی ساده و دسترسی به مراکز بازیافت نیز اهمیت دارد. در ساختمان‌های بزرگ می‌توان فضای مناسبی برای تفکیک و نگهداری موقت پسماند در نظر گرفت. در کنار این اقدامات، باید کاهش تولید پسماند را جدی بگیریم؛ زیرا بازیافت همه مشکلات را حل نمی‌کند. خرید آگاهانه، کاهش استفاده از محصولات یک‌بارمصرف و تبدیل پسماند آلی به کود در شرایط مناسب می‌تواند حجم پسماند ارسالی به مراکز دفن را کاهش دهد.

انجمن: اگر بخواهیم یک محله را زیست‌پذیرتر کنیم، چگونه اولویت اقدامات را مشخص کنیم؟

دکتر ریگی: اولین قدم این است که پیش از اجرای پروژه، وضعیت محله را به‌درستی بشناسیم. باید مشخص شود مردم بیشتر با چه مشکلاتی روبه‌رو هستند: کمبود سایه، پیاده‌روهای ناایمن، دسترسی ضعیف به حمل‌ونقل عمومی، کمبود فضای سبز یا مشکلات مدیریت آب و پسماند.

سپس می‌توان با توجه به شدت مشکل، تعداد افراد متأثر، هزینه اجرا و امکان نگهداری، اولویت‌ها را تعیین کرد. برای مثال، در محله‌ای که سالمندان و دانش‌آموزان مجبورند از مسیرهای بدون سایه عبور کنند، بهسازی همان مسیرها ممکن است از اجرای یک پروژه پرهزینه در نقطه‌ای کم‌استفاده مؤثرتر باشد. پیشنهاد من این است که به‌جای اجرای پروژه‌های پراکنده، یک بسته هماهنگ از اقدامات کوچک اما مکمل طراحی شود؛ برای مثال، ایمن‌سازی مسیر پیاده، ایجاد سایه، اصلاح روشنایی و بهبود دسترسی به ایستگاه حمل‌ونقل عمومی در یک محدوده مشخص.

انجمن: چرا برخی پروژه‌های محیط‌زیستی پس از افتتاح موفق باقی نمی‌مانند؟

دکتر ریگی: یکی از مشکلات این است که گاهی توجه اصلی به ساخت و افتتاح پروژه معطوف می‌شود، نه به نگهداری و عملکرد آن در سال‌های بعد. برای مثال، درخت‌کاری بدون برنامه آبیاری و مراقبت ممکن است به خشک‌شدن درختان منجر شود. یا فضای عمومی مناسبی ایجاد شود، اما به دلیل نبود نگهداری به‌تدریج کیفیت خود را از دست بدهد.

برای جلوگیری از این وضعیت، باید پیش از شروع پروژه مشخص شود چه نهادی مسئول نگهداری است، هزینه آن از کجا تأمین می‌شود و عملکرد چگونه ارزیابی خواهد شد. مشارکت ساکنان و گزارش‌دهی منظم درباره مشکلات نیز می‌تواند به نگهداری بهتر کمک کند. به بیان ساده، هر پروژه محیط‌زیستی باید از ابتدا دو برنامه داشته باشد: یکی برای اجرا و دیگری برای حفظ نتیجه. پروژه‌ای که امکان نگهداری آن فراهم نشده باشد، هنوز یک راه‌حل کامل نیست.

انجمن: اگر بخواهیم طی سه سال بهبود زیست‌پذیری شهر را نشان دهیم، چه باید بکنیم؟

دکتر ریگی: به نظر من، بهتر است یک یا چند محله به‌عنوان محدوده پایلوت انتخاب شوند؛ یعنی ابتدا مشکلات و شرایط موجود آن‌ها به‌دقت ثبت شود، سپس اقدامات مشخصی انجام گیرد و در پایان، نتایج با وضعیت اولیه مقایسه شود.

در این برنامه می‌توان بهسازی مسیرهای پیاده، ایجاد سایه در نقاط پرتردد، بهبود دسترسی به حمل‌ونقل عمومی، اصلاح روش‌های آبیاری فضای سبز و ارتقای تفکیک پسماند را در اولویت قرار داد. شاخص‌هایی مانند میزان مصرف آب، بقای درختان کاشته‌شده، دسترسی مردم به مسیرهای سایه‌دار، کیفیت پیاده‌روها و حجم پسماند تفکیک‌شده باید اندازه‌گیری شوند. برای هر اقدام نیز باید مسئول مشخص، بودجه و زمان‌بندی تعریف شود. پس از سه سال، نتایج باید به‌صورت شفاف منتشر شوند تا مشخص شود چه اقداماتی مؤثر بوده‌اند و کدام موارد به اصلاح نیاز دارند.

نکته مهم این است که نباید فقط تعداد پروژه‌های اجراشده را گزارش کنیم؛ باید نشان دهیم زندگی مردم و وضعیت محیط‌زیست واقعاً چه تغییری کرده است.

جمع‌بندی پایانی

اگر بخواهم پیام اصلی این گفت‌وگو را در یک جمله بیان کنم، می‌گویم: شهر زیست‌پذیر را فقط با ساخت پارک و کاشت درخت نمی‌سازیم؛ باید شیوه زندگی روزمره را با محیط‌زیست سازگارتر کنیم.

این هدف از تصمیم‌های به‌ظاهر ساده آغاز می‌شود؛ از مسیری که کودک برای رفتن به مدرسه طی می‌کند، سایه‌ای که سالمند در روز گرم به آن نیاز دارد، آبی که برای آبیاری فضای سبز مصرف می‌شود و خودرویی که به دلیل نبود خدمات محلی ناچار به استفاده از آن هستیم. اگر طراحی شهر به کاهش این دشواری‌ها کمک کند، هم کیفیت زندگی مردم بهتر می‌شود و هم فشار بر منابع طبیعی کاهش می‌یابد. شهر زیست‌پذیر، شهری نیست که هیچ مسئله محیط‌زیستی نداشته باشد؛ شهری است که مشکلات خود را بشناسد، برای حل آن‌ها برنامه داشته باشد و نتیجه اقداماتش را به‌طور شفاف بسنجد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *