به گزارش روابط عمومی انجمن نوآوران زیست پاک، میدانیم هوای پاک، سادهترین و در عینحال حیاتیترین حق هر انسان است؛ حقی که بدون آن، هیچ پیشرفتی معنایی ندارد. آلودگی هوا نهفقط ریهها و قلبها را نشانه میگیرد، بلکه بهصورت خاموش، به مغز کودکان، بهرهوری نیروی کار، امنیت غذایی و اقتصاد شهرها آسیب میزند. کلانشهرهایی مانند تهران، هر ساله هزاران نفر را بر اثر بیماریهای ناشی از آلودگی از دست میدهند و هزینههای درمانی و اقتصادی سنگینی را بر دوش جامعه میگذارند. آلودگی هوا مرز نمیشناسد؛ فقیر و غنی، پیر و جوان، همه را درگیر میکند؛ بنابراین، تلاش برای هوای پاک، نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت عقلانی، اخلاقی و انسانی است که بدون ارادهی واحد، مشارکت مردمی و برنامهریزی علمی، هرگز محقق نخواهد شد.
در همین راستا، گفتگویی کوتاه و صمیمانه با دکتر علیرضا محمودیفرد، از همکاران با تجربه و خوشفکر دانشگاهی داشتهایم؛ ایشان که سالها در هر دو عرصه آموزش و پژوهش زیسته و تجربه زیسته خود را چونان گنجینهای گرانبها در اختیار دارند، در این مصاحبه کوتاه و مختصر از نگاه ویژه خود به مقوله معضل آلودگی هوای کلانشهرها سخن گفتهاند. با ما همراه باشید تا از دیدگاههای ایشان در مورد چالشها و راهکارهای عملی تحقق این مهم، بهرهمند شویم.
مصاحبهگر: گروه روابط عمومی انجمن نوآوران زیست پاک
مصاحبهشونده: دکتر علیرضا محمودیفرد – محقق، مدرس دانشگاه و پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی
– جناب دکتر، سلام، لطفا خودتان را معرفی فرموده و از تجارب خویش برای مخاطبان بفرمایید.
پاسخ دکتر علیرضا محمودیفرد:
بسم الله الرحمن الرحیم؛ عرض سلام، ادب و احترام خدمت شما و تمامی مخاطبان عزیز این گفتگو؛ بنده، علیرضا محمودیفرد هستم، مدرس دانشگاه و محقق در زمینههای مختلف؛ تاکنون مدرس دانشگاه در رشتههای مختلف مهندسی و غیر مهندسی بودهام، تاکنون بیش از ۱۰۰ عنوان درسی را بهعنوان مدرس، در خدمت بودهام. بنده 9 سال است که در زمینه تدریس در دانشگاهها و مدارس فعالیت میکنم و همواره در تلاش بودهام که آموختههای خود را به مخاطبان، دانشآموزان و دانشجویان، منتقل کنم؛ بیش از ۱۱ سال نیز در حوزههای مختلف، تحقیق و پژوهش داشتهام؛ عمده پژوهشهای بنده، در حوزه محاسبات نرم و روشهای هوشمند متمرکز بودهاند؛ البته مسلما تحقیقات بنده، صرفا در یک یا چند حوزه خاص نبوده و حیطههای مختلفی را شامل شده است؛ همانطوری که دروس تدریسی بنده نیز همچین حالتی داشتهاند؛ حقیر، با عنایات ویژه خداوند متعال، توفیق داشتهام در امور پژوهشی مختلفی علیالخصوص با کنفرانسهای علمی متعدد و نشریات آکادمیک، تعامل و همکاری داشته باشم؛ همچنین با رسانههای متنوعی نیز همکاریهای متعددی را تجربه کردهام؛ حقیر، نویسندهی بیش از 2000 مقاله علمی و نگارندهی بیش از 800 یادداشت علمی بوده و انجام تمامی این موارد، با الطاف و عنایات ویژهی حضرت حق بوده و برای بنده، همواره باعث افتخار و مباهات بوده است؛ هذا من فضل ربی؛ و ما توفیقی الا بالله العلی العظیم.
بسیار عالی؛ جناب دکتر، با توجه به اینکه مدتها در حوزهی آلودگی هوا پژوهش کردهاید، بهنظر شما ریشهی اصلی آلودگی هوای تهران در یک جمله چیست؛ خودروها، سوخت، جغرافیا یا مدیریت ضعیف؟
پاسخ دکتر علیرضا محمودیفرد:
ریشهی اصلی، نه یک عامل تنها، بلکه یک «گرهی بههمپیوسته» است؛ اما اگر بخواهم صادقانه و بدون تعارف در یک جمله بگویم، باید بگویم «مدیریت ناهماهنگ و جزیرهای». خودروی فرسوده، سوخت بیکیفیت و جغرافیای محصور، همه مهماند، اما هیچیک بهتنهایی تهران را به این روز نمیانداختند؛ آنچه این عوامل را به یک بحران مزمن تبدیل کرده، نبود یک متولی واحد، تصمیمگیریهای مقطعی و نگاه سیاسی به هوای پاک است؛ تا زمانی که آلودگی هوا یک «مسئلهی بخشی» تلقی شود و نه یک «اولویت دولتی و حاکمیتی»، هیچ راهحلی پایدار نخواهد بود.
بسیاری از مسئولان، وارونگی دما را عامل اصلی آلودگی تهران معرفی میکنند. آقای دکتر، آیا این یک بهانهی راحت برای فرار از مسئولیت نیست؟ سهم واقعی عوامل انسانی در این میان چقدر است؟
پاسخ دکتر علیرضا محمودیفرد:
وارونگی دما یک واقعیت اقلیمی است، نه یک بهانه؛ اما تبدیل آن به «متهم اصلی»، یک خطای راهبردی و تا حدی فرار از مسئولیت است. وارونگی، فقط آلایندهها را در لایهی نزدیک زمین حبس میکند؛ اگر میزان انتشار پایین باشد، همان وارونگی هم خطرناک نیست. سهم عوامل انسانی، بهویژه در ماههای سرد که مصرف سوخت و ترافیک اوج میگیرد، قطعی و غالب است؛ پس وارونگی، شرایط را بدتر میکند، اما علت را نساخته است.
خودروهای فرسوده و موتورسیکلتهای کاربراتوری، سالهاست بهعنوان متهمان اصلی معرفی میشوند. چرا با وجود این همه طرح و وعده، هنوز نتوانستهایم این دو منبع را بهصورت جدی ساماندهی کنیم؟
پاسخ دکتر علیرضا محمودیفرد:
خودروی فرسوده و موتورسیکلت کاربراتوری، دقیقاً همانجایی هستند که «علم» و «اراده» به هم گره خوردهاند و متأسفانه هر دو لنگ میزنند؛ از منظر فنی، جایگزینی این ناوگان، نه پیچیده است و نه ناشناخته؛ تجربهی جهانی آن را ثابت کرده است. مشکل اصلی، هزینهی اجتماعی و سیاسی این جایگزینی است؛ یعنی مقاومت مالکان، نبود تسهیلات واقعی، و ترس مسئولان از نارضایتی کوتاهمدت. ما سالهاست «طرح» نوشتهایم، اما «برنامهی اجراییِ بودجهدار و زمانبندیشده» کمتر داشتهایم.
کیفیت سوخت توزیعی در تهران و دیگر کلانشهرها، بارها زیر سؤال بوده است. آیا استانداردهای کنونی سوخت، پاسخگوی نیاز هوای پاک هستند؟ اگر نه، مقاومت اصلی در برابر ارتقای کیفیت سوخت از کجاست؟
پاسخ دکتر علیرضا محمودیفرد:
استانداردهای کنونی سوخت، در خوشبینانهترین حالت، «حداقلی» هستند و نه «مطلوب». کیفیت سوخت، بهویژه در توزیع، حلقهی مغفول زنجیرهی آلودگی است؛ چراکه ارتقای آن، سرمایهبر و برای برخی ذینفعان، کمسود است. مقاومت اصلی، ترکیبی است از اقتصاد پالایشگاهی، واردات و نبود نظارت مستقل بر کیفیت. تجربه نشان داده که بدون شفافیت در دادههای سوخت و بدون پاسخگویی، حتی بهترین استانداردها هم روی کاغذ میمانند.
طرحهایی مانند زوجوفرد، محدودهی ترافیک و تعطیلی مدارس، در عمل چقدر موفق بودهاند؟ آیا اینها راهحلهای علمیاند یا مسکنهای موقتی که فقط وجدان مسئولان را آرام میکنند؟
پاسخ دکتر علیرضا محمودیفرد:
طرحهایی مانند زوجوفرد و محدودهی ترافیک، در کوتاهمدت اثر دارند، اما در بلندمدت، اگر با توسعهی حملونقل عمومی و فرهنگسازی همراه نشوند، به «مسکن» تبدیل میشوند؛ یک مساله این است که ما اغلب «محدودیت» را جای «جانشین» گذاشتهایم؛ یعنی اگر منع از رانندگی بهعنوان راهحلی کوتاهمدت مطرح است، فراهم نمودن جایگزین سریع، ارزان و آبرومند نیز بهعنوان راهکاری بلندمدت نیاز است. تعطیلی مدارس نیز یک اقدام اضطراری است، نه یک سیاست؛ و تکرار آن، هم آموزش را آسیب میزند و هم اثر بازدارندگیاش را از دست میدهد.
حملونقل عمومی، بهعنوان راهحل اصلی کاهش آلودگی، در تهران با چه موانع ساختاری روبهروست؟ چه مقدار از مشکل، ناوگان فرسوده است و چه مقدار، فرهنگ استفاده و مدیریت یکپارچه؟
پاسخ دکتر علیرضا محمودیفرد:
حملونقل عمومی در تهران، همزمان با هر دو مشکل دستوپنجه نرم میکند: ناوگان فرسوده و مدیریت چندپاره. مترو، با وجود تلاشهای بسیار، هنوز به پوشش کامل و ظرفیت لازم نرسیده و اتوبوسها، بهدلیل کمبود و قدمت، رقابتپذیر نیستند؛ اما بخش مهمتر، «تجربهی شهروند» است؛ اگر اتوبوس و مترو، سریع، منظم و ارزان نباشند، هیچ محدودیتی مردم را به آنها سوق نمیدهد. مدیریت یکپارچهی حملونقل، پیشنیاز هر سیاست کاهش آلودگی است.
در بحث آلودگی هوا، چه اندازه از مشکل فنی و مهندسی است و چه اندازه، سیاسی و اقتصادی؟ بهعبارت دیگر، اگر ارادهی سیاسی کامل وجود داشت، امروز تهران چه وضعیتی داشت؟
پاسخ دکتر علیرضا محمودیفرد:
آلودگی هوا، در ظاهر یک مسئلهی مهندسی است، اما در عمل، یک مسئلهی «ارادهی سیاسی و اقتصاد قدرت» است. ما فناوری، دانش و تجربهی کافی را داریم؛ آنچه کم داریم، تصمیمهای سخت و هزینهدار در برابر ذینفعان است؛ اگر ارادهی سیاسی کامل بود، تهران امروز نهفقط هوای پاکتر، بلکه یک نظام حملونقل کارآمد، سوخت استاندارد و نظارت شفاف داشت، نه اینکه عنواندار آلودهترین شهر جهان باشد؛ بهعبارت دیگر، مشکل ما بیشتر «ندانستن» نیست، «نخواستن» است.
اگر بخواهید بهعنوان یک پژوهشگر، یک نسخهی عملیاتی و اولویتدار برای کاهش آلودگی هوای تهران در بازهی پنجساله ارائه دهید، سه اقدام نخست شما چیست و چرا؟
پاسخ دکتر علیرضا محمودیفرد:
نخستین اقدام، «شفافیت و پاسخگویی» است؛ یعنی انتشار روزانه و مستقل دادههای آلایندهها، منابع و عملکرد دستگاهها؛ در بسیاری از مسائل و معضلات کشور، ریشه مشکلات، عدم شفافیت است. دومین اقدام، «جایگزینی ناوگان آلاینده» با یک برنامهی پنجسالهی بودجهدار و تسهیلات واقعی برای مردم است. سومین اقدام، «سرمایهگذاری انبوه در حملونقل عمومی» بهعنوان ستون فقرات سیاست کاهش آلودگی. این سه، اگر همزمان و با ارادهی واحد اجرا شوند، تهران میتواند در پنج سال، نفس بکشد؛ تنفس در هوای پاک، حق بشر است.
جناب دکتر، ضمن تقدیر و تشکر از شما بهجهت اینکه فرصت گرانقدر خود را در اختیار مخاطبان رسانه قرار دادید، در پایان اگر فرمایش یا نکتهای با مخاطبین این گفتگو دارید، شنونده خواهیم بود.
پاسخ دکتر علیرضا محمودیفرد:
فیالواقع، مباحث زیادی وجود دارد که میتوان در این زمینهها به آنها پرداخت، اما مجال و فرصت خود را میطلبند؛ امید است که گفتگویی که داشتیم، بتواند تاثیر مثبتی بر عملکرد ما داشته باشد و شاهد رفع مشکلات کشور و مردم باشیم. فعلا عرض خاص دیگری نیست و اگر در آینده فرصت بیشتری داشتیم، در این باره مفصل گفتگو خواهیم کرد؛ در پایان، حقیر هم از شما و تمامی مخاطبان این گفتگو بابت اینکه زمان خود را صرف کردند، سپاسگزار بوده و آرزو میکنم که برایشان مثمرثمر بوده باشد؛ انشاءالله شاهد مرتفع شدن معضلات و مشکلات میهمان باشیم. در پناه خداوند بزرگ و بسیار مهربان.


بدون دیدگاه